>>> موجی در خاموشی
مهاجرت عده ای از مردم افغانستان به ایران قصه ای پر غصه برای مقامات ایران تبدیل شده است .
این عده از مهاجرین که به علل گوناگون کشور ایران را انتخاب نمودند ، از چند سال بدین سو مورد نفرت و کینه ای برخی از مسؤلین و مطبوعات ایران قرارگرفته اند و روز بروز تشدید می شود .
گرچه این حرکتهای چیز جدیدی نیست ؛ دستگیری و رد مرز نمودن مهاجرین افغانی توسط نیروی انتظامی در دهه ای هفتاد بسیار خشونت بار و ظالمانه انجام می شد و رفتار غیرانسانی آنها به قصه ای دردناک تبدیل شده است ؛
آنچه وجه تبارز آن زمان بود خاموشی و سکوت آن دوران بود.
ضرب و شتم و آزار و اذیت روحی و روانی ، توسط پولیس در اردو گاهها حقیقت است که در سینه ای تک تک مهاجرین افغانی حک شده است .
گذشته از آن اظهارات نابخر دانه ای برخی از مسؤلین ولایت مدار ایران نسبت به مهاجرین می باشد ،
اظهارات ... استاندار قديم خراسان ،
اظهارات ... نماینده مردم دماوند در مجلس پنجم که گفت : مگر بیت المال حرام است که این حرامیان بخورد ،
اظهارات سردار ... در جریان خفاش شب ،
اظهارات استاندار اراک در دولت آقای خاتمی ،
اظهارات سردار زارعی در ماجرای بیجه
و اظهارات سخیف و دامنه دار مدیرکل اتباع وزارت کشور همگی حکایت گر بغض و کینه آنها نسبت به مهاجرین بی پناه داشت .
آنچه در همه ای آنها تبارز می کردند خاموشی و سکوت بود و هیچ.
اینبار که مسؤلین و دولت مردان عدالتخواه گمان می کردند که هر نوع ظلم و ستم در حق مهاجرین افغانی با خاموشی و سکوت برگذار می شود ، اقدام به اخراج دسته جمعی و ایراد ضرب و شتم مهاجرین کردند . اما از این خاموشی موجی برخواست که هرگز ایرانیها انتظار چنین موجی را نداشتند.
گرچه ایرانیها با دست پاچگی در صدد پاسخگوی و توجیه اعمال خود برآمدند اما ادعای عدالت خواهی و مسلمانی آنهارا به سخریه گرفتند و به مسلمانان جهان نشان دادند که مسلمانی و عدالت خواهی آنها فقط شعار است بس.
مگر که پشت سر آنها زور باشد که در آن صورت رأفت اسلامی گل می کند و به سربازان مسلح بريتانیا کت و شلوار می خرد و آنهارا بدرقه می کند وا عجبا ...
اما این موج در کشور خود ما نیز تأثیر بسزای داشته است؛
کرزی و اطرافيان او که انتظار چنین موجی را نداشت دامن دوتا وزیر بی کفایت اورا گرفت و از صدر وزارت به پائین کشید.
از همین جا به نمایندگان پارلمان گفت دست مریزاد .
ایران ع م
>>> در ارتباط با بركناري دو تا وزير محترم به نظر من كوچك ترين مرهم بود بر زخم مهاجرين (بقول مقامات ايران آوارگان) كه بزور چوب و چماق نيروي هاي انتظامي جمهوري اسلامي ايران بابد ترين وضع ممكن از ايران اخراج ميشود.
اگر اخراج مهاجرين حق ايران است آيا لت و پار كردن اين بيچارگان آن هم تا سر حد مرگ هم حق اين هاست ؟
آيا زن بچه داري را كه از صف نانواي ميگيرد زن بيچاره هرچه التماس ميكند قسم شان ميدهد شما را به هر كه ميپرستيد شمارا به ابوالفضل شما به زهرا بچه اي شير خاره ام تو خونه تنهاست در را قفل كرده اومدم تا نون بگيرم شوهرم را ديروز رد مرز كرديد التماس زن مظلوم هيچ فاييده ندارد بعد از سه روز بچه بينوا با سختي اي هرچه تمام جان ميدهد كه بداد اين زن ميرسد؟
ايا مسؤلين ما اين قدر بي غيرت هستند كه يك دفعه از اردوگاه سليمان خاني ديدن نميتواند به نظرم در تمام دنيا هيچ كس باهيچ جاني وبا هيچ حيواني هم چين بر خوردي را نميكند.
اگه راستش را بخواهيد دارم براي شما هم مينويسم وهم اشكام بيخود جاري است فقط بخاطر يك دليل تا كي ما اين قدر بي كس باشيم شكايت مان را به كه برسانيم زياد وقت شما را نميگيرم من صبح روز جمعه 21/2/1386 از جهنم سليمان خاني آزاد شدم بخاطر انكه كارت داشتم.
فعلا مقيم ايران به اميد سربلندي و آبادي كشور عزيز مان
سيد رسول كاظمي



