![]()





گو از كدام كوچه كني گه گهي عبور كايم كنار راه و تماشا كنم تو را
مهدی جان!
اينبار ميخواهيم كشكول گدايي به دست، در كوچهي يادت به انتظار بنشينيم و دل به اميد وصلت بسپاريم و زمزمه بداريم:
تا كي ز انتظار تو هر دم ز اضطراب آيم برون ز خانه و در كوچه بنگرم ؟! ...
![]()
+ نوشته شده توسط در چهارشنبه 7 شهریور1386 و ساعت
20:57 |


