آیا میرویس هم در خط مقدم خواهد جنگید؟
در خبرها خواندم که " شاهزاده هری" پسر وليعهد بريتانيا پس از فاش شدن حضور وی در خط مقدم جنگ در ولايت هلمند،از پانصد متری سنگر طالبان به بريتانيا بازگشت.
باز هم همان سوال هميشگی در ذهنم ايجاد شد:چه شد که ما چنين شديم وآنها چنان؟چه بر سر ما آمده است که در عصر دهکده جهانی شدن،جزيره ای ناشناخته در درياهای دور افتاده باقی مانده ايم؟بايد اين بار بيشتر فکر ميکردم، بايد براي خودم اين مسئله را حل می کردم.هر چه بيشتر انديشيدم ، بيشتر به سوي آنچه خودم هم قبول نمی کردم پيش ر فتم. ما آموزه های خوب(اسلام) را در اختيار داريم.بهترين معلم(پيامبرمان) را داريم.ما بايد راستگوترين ودرستکار ترين انسانها باشيم.واگر اينگونه است بايد بهترين ملتها باشيم.پس چرا نيستيم؟
من جواب آن را در يک کلمه يافتم:"شجاعت".شايد ما شجاعت آن را نداشتيم ،بله ما شجاعت پذيرش اشتباهاتمان را نداشتيم.
سه دهه جنگ خانمان سوز در افغانستان بوقوع پيوست ،کداميک از سردمداران اين جنگها پذيرفتند که شايد گامهاي غلطي در راه خدا و خدمت به وطن برداشته باشند؟چند نفر ازآنها که در راه اسلام ووطن، برادران اين سرزمين را به جان هم انداختند،در اين جبهه ها جنگيدند؟ اگر از آنها بپرسيم وقتي فرزندان مادران نگران اين ملت در جبهه هايشان به خاک مي غلتيدند، فرزندان آنان کجا بودند؟ به نظر شما در جواب چه خواهند گفت ؟ همانی که بارها گفته اند: اينکه ما در راه خدا جهاد کرديم و آن زمان که کفر کشور را فرا گرفته بود، اين ما بوديم که قيام کرديم و اسلام را احيا نموديم. چه بسيار من و تو پرسيده ايم و در جواب گفته اند : ساکت شو که من به وطن خد مت کرده ام و تو خيانت و باز هم خواهند گفت به من و تو خواهندگفت که شما چيزی از جهاد نمي دانيد.
قيام در برابر تسلط بيگانه و آزادی وطن افتخاری بس بزرگ است و کسي آنرا نفی نميکند، اما سوال اينجاست که بعد از آن شما را چه شد؟ روی سخن من با انسانهای آزاده ای که در راه رهايي وطن جانانه مبارزه کردند، نيست.بلکه با آن دسته از افرادی است که برای کسب کرسي قدرت، نه خود، که اين ملت رنجديده را به نابودی کشاندند.
باز هم ياد همان سخن کليشه ای افتادم که "تمام بدبختی ما از انگليس و روس و ... است"به فرض که اين گفته درست باشد ودست بدبختی ما ازآستين بيگانگان بيرون آمده باشد، ما برای خوشبختی خود چه کرده ايم؟رهبران ما چه کرده اند؟آيا اگر اينان شجاعت آن را می داشتند که جلوي آينه با يستند و به خود بگويند "فلانی تو اشتباه کردی" وضعيت ما اينچنين بود؟
آری به نظر من اين همان علت اصلي بد بختي ماست اينکه ما شجاعت پذيرش اشتباهاتمان را نداشتيم.
نمي دانم شاهزاده هری به چه دليل به هلمند آمده بود ،شايد پدرش می خواست که هری درس شجاعت را تمرين کند و هم شايد مي خواست به ملتش بگويد که در کنارشان است و فرزندش در کنار فرزندانشان و نه بالای سرشان.
دراين زمانه که فانوسهای کم نوری از دور،اميد را برای رسيدن به روشنايي زنده نگاه داشته است ،آيا روزی فرا خواهد رسيد که ميرويس در خط مقدم نبرد در ايالت نا آرام تگزاس عليه تروريستها بجنگد؟




